سلطان عشق

متن مرتبط با «بیا و لحظه ای چشامو بنگر» در سایت سلطان عشق نوشته شده است

تو لايق سرودني

  • نیلوبلاگ

      كشته منو دلواپسي در دلم هست عشق كسي مي بخشم اين ، هفت آسمون تا تو باشي ، برام بسي زيباترين شعره مني كه تا به حال گفته ام ولي از اين كه رفته اي به خاطرت آشفته ام من رد پاهاي توام وقت عروج به آسمون بارون عشقت مي شوم با تابش رنگين كمون در آسمون خيس چش قطره ي اشكه بودني چيكه چيكه مي چكي و تو لايق سرودني با حس خود به شعر من افسون و جادو مي دمي افسونگر شعراي من رحمي بكن به من كمي اِنقد دور گشته اي هرگز به پات نمي رسم دلت بسوزه حال من بي تو يتيم و بي كسم ...

    ادامه مطلب
  • تو تمومه دنياي مني ديوونه

  • نیلوبلاگ

      تو تمومه دنياي مني ديوونه اينو گفتم كه ياده تو بمونه ديگه اصلا برام مهم نيست حتي اگه همه عالم بدونه تو دنياي مني و من ديوونت بكن ديوونه رو دعوت به خونت آخه نگفتي طفلكي جايي نداره نذاشتي سر بذارم روي شونت آره من ديوونه ام ، ديوونه ي ديوونگيهات واسه همين بود كه خدا تو رو بهم داد ولي تو منو تنها گذاشتي رفتي نگفتي اون عاشقم بود ، منو ميخواد دروغه كه ميگن ديوونه خوشبخته اينكه من بي تو باشم ، خيلي سخته حالا من ديوونه اي تك و تنهام تو كه رفتي ، دنيامم با تو رفته سل...

    ادامه مطلب
  • تو انگار کرده ای در خوابم ریشه

  • نیلوبلاگ

      تو هم خواب منی هم توی خوابم تو رو می بینمت که دورت آبه میام دنباله تو با یه قایق یکی میگه نرو اون سرابه تو رو می بینمت که مثله نوری قشنگ و خوشگلی ، شبیه حوری می دونم که منو بردی از یاد که حالا اومدی به خوابم زوری همین امشب تو رو در خواب دیدم تو انگار کرده ای در خوابم ریشه بهت گفتم میشه پیشم بمونی تو گفتی که نزن به ریشه تیشه درونه کوچه های تنگ و تاریک تو رفتی و ازم دور گشتی اما هنوزم من اسیر موج دریام که غرق کرده توفان کشتی ام را   سلطان عشق 17/11/...

    ادامه مطلب
  • پشت شيشه ي رويا

  • نیلوبلاگ

      تو مي گفتي : ما دو تا عاشقه هميم چون كبوتر ، كه به هم مي آييم لونه ساختيم ، در ميونه دل ها تا بدونيم كه هر لحظه ، كجاييم عشقو برديم ، ميونه دله خود حالا اين دل ، عاشقي رو بلده از وقتي حاكم شد ، سرنوشت تازه فهميديم كه ، تقدير غلطه غرقه رويا بوديم در خيال تو عروس بودي سوار بر اسبي نديدم پيش خود تو رو هرگز ولي باز چقد تو دلچسبي يه جايي گوشه اي از دله من مي دونم هستي و باهام مي موني شبا پشت شيشه ي رويا لالايي واسه ي چشام مي خوني منتظر مي موندي كه شايد بيام تا ب...

    ادامه مطلب
  • بیا و لحظه ای چشامو بنگر

  • نیلوبلاگ

      کدوم بی رحم شکسته پر و بالت؟ به کی بگم خبر گیره زحالت؟ از وقتی پیر گشتم نا ندارم نگو که ، زیاد نیست سن و سالت تو که رفتی به انتظارت نشستم زیاد شد انتظار و من شکستم از بس درد سخت بود و سنگین به یادت از خوشی ها گسستم چشام باز مونده، خود زیر خاکم بیا و لحظه ای چشامو بنگر همیشه بوده ام چشم به راهت تو را خواهم از خدا بار دیگر برا هر یک از شبای غربت نقطه ای گذاشتم از ستاره حالا شب پر از ستاره گشته برا ماه ، جایی نداره سال ها که یار در دلم بود به عهدش وفا نمی کرد ...

    ادامه مطلب
  • به یاد اون روزا که بود لبخندی

  • نیلوبلاگ

      صدات چقد گیرا و خوش لحنه بلبل زبونت رو خوب می فهمه تو تنها بازیگری در این صحنه دلم در زیر پاهاش پهنه تو از سوز عشق داری می سوزی چشاتو چون من به در می دوزی اونی که عاشق بود به طرز مرموزی شاید در وا بشه پیشت بیاد روزی از فشار زندگی خوردیم به بدبختی تو هم چون منی افتاده ای در سختی برات اشک ریختم وقتی که می رفتی تو هم گریه می کردی بی منی وقتی تو فک کردی که من غرق در وهمم دلم سخت گشته و بی رحمم باور کن حالتو خوب می فهمم شاید این بوده از زندگی سهمم تو هم چون من هن...

    ادامه مطلب
  • بوسه زدن به سيگار

  • نیلوبلاگ

      پاييز اومد ، افتاد زمين از شاخه هام ، آخرين برگ انگار زمونش ، رسيده برم به استقبال مرگ دوسم مي داشت ، دوسم نداشت گلبرگو چيد ، از تن گل آخرش گفت ، دوست دارم ميرم  بمون ، بر سر قول وقتي پريد ، از شونه هام اشكام چكيد ، رو گونه هام شكستم از ، اين همه غم پخشه زمين شد ، دونه هام دوسم مي داشت ، دوسم نداشت گفته که این دل ، مال توست هر وقت بخواي ، بهم بگو مي سپرم ، به دست پست هرگز نگفت ، چگونه ام ويرون كرد ، آشيونه ام حالا برام ، يه كابوسه توي خوابه ، شبونه ا...

    ادامه مطلب
  • بلوری از جنس الماس

  • نیلوبلاگ

      تو زیبا و تیز و سختی بلوری از جنس الماس و من شیشه ای ترک خورده با دلت می گیرم تماس تو تپش عشقی ، در قلب سبز من زندگی سازی ، می زنی با نبض من من همیشه جاوید ، از عشق تو یاد تو جاوید ، در مغز من شب به آسمون ، می کنم نگاه می بینم اونجایی ، روی تخت ماه تو به عشق پاک ، شاهد و گواه من چشام به توست تا خود پگاه گاهی وقتا می خوای ازم جدا شی منو در آسمون بی ستاره کنی خودت رها بشی و بری دل منو تیکه و پاره کنی سلطان عشق 27/7/88   ...

    ادامه مطلب
  • با همون نگا ، حرفاشو رسوند

  • نیلوبلاگ

      می گفتم بهش ، دوس دارم تو رو اون می گفت عشقم ، نایست و برو گفتم تو منو ، نمیخوای مگه ترجیح داد بهم ، چیزی رو نگه گفتم حالمو ، بهتر می فهمه شاید تو فکرش ، دلم بی رحمه اشکه چشاش بود ، چه تماشایی می ایستاد پیشم ، نمی رفت جایی آه که اون نگاش ، دلمو لرزوند با همون نگا ، حرفاشو رسوند گفتش که باشه ، عاشقت میشم می دونم یه روز ، میری از پیشم به همین ترتیب ، مدتی گذشت تا اینکه ورق ، به کلی برگشت زمونه گرفت ، به دست سرنوشت دیدم که دنیا ، چقد بوده زشت به روم می ...

    ادامه مطلب
  • باطل شده سحره ديو و اژدها

  • نیلوبلاگ

      پرنده ام پر مي كشم در هوا مي گردم تا پيدا كنم همصدا حالم بده كسي به فكر من نيس بايد كه ياري بگيرم از خدا با اينكه من به عشق او مبتلام سالاي سال ميشه كه از او جدام فك مي كردم ميشه فراموش كنم خاطره هاش مي چرخه دورم مدام كشتيه اون وقت سحر گذر كرد هر روز ازم دورتر ميشه رو آبا روي زمين هر جاده اي رو گشتم حالا نگام به درياهاست غروبا از او موقع گذشته سالاي مدید نموند پيشم ، رفت به دنياي جديد دنياي ما از همديگه جدا شد دوريش ميده درد به سینه ام شديد يه شب ديدم وقتي ا...

    ادامه مطلب
  • باز اومد

  • نیلوبلاگ

      روي اشكام كه مي افتاد انعكاس عكس تو ديده مي شد روي گونه ام سايه هاي رقص تو از چشام رفته بودي كه يه وقت سيرم نشي توي چشمونم نموندي تا نمك گيرم نشي پرسيده بودي كه چي بوده علت اخماي من ندونسته ريخته بودي نمك بر ، زخماي من چون كه سالها بگذشت و چشمونم تو رو نديد باز توي چشمونم عكس چشماتو كشيد باز گريه اومد و فرصت ديدن نداد باز گقتي كه شايد كسي چشماتو نخواد   سلطان عشق 6/2/89   ...

    ادامه مطلب
  • با تو زمين بهار ميشه

  • نیلوبلاگ

      هواي من مواج و توفانيه ميام يادت كه گفتي مهمانيه تو كه نيستي بهار تنهاست نمياد گل مي ميره زندگيشو نمي خواد تو كه نيستي دلم آروم نميشه از تو چشام خون مي باره هميشه با تو انگار تولديست تازه به خاطرت چشام يه عمره که بازه تو كه بياي غمام همش مهار ميشه تو يه گلي با تو زمين بهار ميشه نوشته بودي نزديكه پايان سفر روزي ميشه بياي به ديدنم سحر سلطان عشق 17/6/90 ...

    ادامه مطلب
  • با التماس میخوام منو ببخشه

  • نیلوبلاگ

      رو دیوار اتاق تو قابه یه عکس همیشه خوشحاله و در حال رقص فرشته ام مبراست از عیب و نقص درسته عکس اون فقط یه نقشه با التماس میخوام منو ببخشه چقد دوسش دارم خدا میدونه فقط یه عکس گذاشت برام بمونه حالا نگاش داره ، منو میخونه درسته عکس اون فقط یه نقشه با التماس میخوام منو ببخشه در این دنیا که شبیه ست به باغ ستاره ، شب میشه مثله چراغ فقط عکسش می گیره ، ازم سراغ درسته عکس اون فقط یه نقشه با التماس میخوام منو ببخشه اگه عکس پاییز به رنگ زرده دلش زخمی شده ، پر از درده حت...

    ادامه مطلب
  • اگه مرگ من تويي

  • نیلوبلاگ

      كجاست اين ايستگاه عشق؟ مقرش در كدامين ميهنه؟ نشونه گرفته از دور دلو كه موجش به قلبم مي زنه مي دونم اين دله نامروت هميشه بهت داشت دلبستگي در دقيقه صد بار تپيد ايستاد بيچاره از خستگي عزيزم اگه مرگ من تويي دوس دارم تو رو به آغوش كشم یه لحظه بعد از دیدنت بميرم از يادها فراموش بشم تو رفتي و در نبودت دلم از بس مرگو آسون گرفت نفهميدم در كدوم لحظه مُرد و مرگو آروم در آغوش گرفت قَسَم ميدم تو رو به عشق به اشكاي روون و زلال نديده اگه ميرم از پيش تو عزيزم ببخش منو كن...

    ادامه مطلب
  • افسونگر

  • نیلوبلاگ

      افسونگري زيبا ، با چشمون ماه سِحر مي كرد دلم ، هر روز با نگاه خطي مي كشيد ، به دور اشباح دور بشن برن ، از ميون راه وردي رو مي خوند ، كه بشم طلسم هي مي كرد صدام ، مي شناخت به اسم لحظه اي گذاشت ، دستش رو دلم روحمو ربود ، موند ازم يه جسم مي كرد شبامو ، با افسون روشن مي ساخت بهشتي ، سراسر گلشن اون ستاره بود ، درونه فانوس پروونه بايد ، مي رفت به پابوس سلطان عشق 10/2/89 ...

    ادامه مطلب
  • از دل نازت اومده

  • نیلوبلاگ

      خنده هات مي خندونن غمو گريه هات مي سوزونن تنو طوفاني كه مي لرزونه منو از دل نازت اومده شمع كه تا صبح مي سوزه شبا با نورش وردها مي خونن لبا صبح ميگه پيامي رو صبا كه از دل نازت اومده اميد ديدن درياي آب گشته دروغي چون سراب آرزوي ديدن تو به خواب از دل نازت اومده ستاره ها مي درخشن در آسمون غوغاشون مي پيچه تا كهكشون گلي كه رسيد هست يه نشون كه از دل نازت اومده نسيمي مي وزه از شهر يار آرامش مي بخشه بر اين ديار قاصدكي رو برام بيار كه از دل نازت اومده ...

    ادامه مطلب
  • آروم بچرخ زمین من

  • نیلوبلاگ

      آروم بچرخ زمین من منو زمونه می بره تفم بر این زمونه که جونارو مفتی می خره آروم برو که ماه تو پشت سرت آروم بیاد ماه منو زمونه برد دلم هنوز اونو میخواد آروم برو که زود بری زودی به مقصد می رسی دور و برت خالی میشه نمی مونه پیشت کسی ازین همه چرخی که تو هر روز به دورت می زنی نفله میشی انگار خودت گور خودت رو میکَنی بسه دیگه نرو بایست این همه چرخیدی چی شد دنیا مگه مسابقه ست بگو برنده ش کی شد ؟ هر بار که تو چرخ می زنی تار می تنی به دور ما ما که به آخر رسیدیم ...

    ادامه مطلب