
اگه حوری ، چون بلوری
من یه شیدا ، تو پدیده
تو از دیده به دوری
که کسی تو رو ندیده
تو که خود تابش نوری
من یه آهنه خمیده
تو شراره از تنوری
که به سوی من پریده
تو یه شعری ، تو شعوری
من یه عاشق ، یه رمیده
تو یه عشقی ، یه حضوری
که به دور من تنیده
تو جوون و با غروری
من یه پیر رنگ پریده
تو سرشاره از سروری
که به روح من دمیده
اگه بودی در دوراهی
گه میری ، می ایستی گاهی
به یادم که افتی ناگه
بکشی برام یه آهی
سلطان عشق
1/12/89
سلطان عشق...
ما را در سایت سلطان عشق دنبال میکنید
برچسب: به یادم که افتی,
نویسنده: خسرو آهنگرزاده
بازدید: 205