
روي اشكام كه مي افتاد
انعكاس عكس تو
ديده مي شد روي گونه ام
سايه هاي رقص تو
از چشام رفته بودي
كه يه وقت سيرم نشي
توي چشمونم نموندي
تا نمك گيرم نشي
پرسيده بودي كه چي بوده
علت اخماي من
ندونسته ريخته بودي
نمك بر ، زخماي من
چون كه سالها بگذشت و
چشمونم تو رو نديد
باز توي چشمونم
عكس چشماتو كشيد
باز گريه اومد و
فرصت ديدن نداد
باز گقتي كه شايد
كسي چشماتو نخواد
سلطان عشق
6/2/89
برچسب: باز اومد,
نویسنده: خسرو آهنگرزاده