سلطان عشق

متن مرتبط با «پشت شيشه ي رويا» در سایت سلطان عشق نوشته شده است

چرا جدايي؟

  • نیلوبلاگ

      به نام نامي عشق ، كه با جادو و سحر پر كرده دلم رو شور و احساس و مهر از اون روز كه گشتم ، از يارم جدا گناهي نداشتم ، كه دادند جزا ازو خواستم بده ، به مرگم رضا كه سرگردون نشه ، روحم در فضا نبخشيد و به دستم ، ريخت آب پاك عذابم ميدند ، حالا زير خاك شبي رفتم به خوابش ، گفتم ببخش منو ديد و خيس شد با اشك رخش به من گفت بموني ، جايي نري تو عشقم ، هميشه تاج سري همون وقت بر دلم خورد برقي شديد كه حس كردم دلم بازم تپيد چرا جدايي را ، خلق كرد خدا چرا بر عاشق ، اين كر...

    ادامه مطلب
  • جاي پاهاي شما

  • نیلوبلاگ

      تو ملك بودي و در اوج فلك من يه شيشه كه تنش خورده ترك تو همون ماه شبي كه افتاده به آب ها جاي پاتون هنوزم ، مونده رو خواب ها تو فريبا ، فاتح گمگشته به رويام من شكسته ، كشتي ارواح رو دريام يه اسيري كه تو بستي به صليبت دله من مجنون تو گشته ز فريبت نفسم بند اومده زود بيا كن مددي منو ساحل برسون كه شنا خوب بلدي سلطان عشق 22/2/90   ...

    ادامه مطلب
  • جاده در دست تعميره

  • نیلوبلاگ

      چيدم سيب سرخي از درخت شبيه شهد بود و حلوا گذاشتم درون هفت سين يادگاري باشه از حوّا آه كه مي سوزم از تنهايي ندارم سوي او راهي اين همه دوس داشتنا شده آرزويي واهي حالا برا ديدنش ديره جاده در دست تعميره گناه من نبود هيچوقت زندگيم دست تقديره مياد ايستگاه مي زنه پرسه وقتي از تنهاييا مي ترسه سالا انتظار و دوري به يه لحظه ديدنش مي ارزه اون آزاد و من زندوني شبا خوابم مياد پنهوني مي پرسم كه دوسم داري ميگه خودت خوب مي دوني   سلطان عشق 3/2/91 كهكشان1 ...

    ادامه مطلب
  • تو لايق سرودني

  • نیلوبلاگ

      كشته منو دلواپسي در دلم هست عشق كسي مي بخشم اين ، هفت آسمون تا تو باشي ، برام بسي زيباترين شعره مني كه تا به حال گفته ام ولي از اين كه رفته اي به خاطرت آشفته ام من رد پاهاي توام وقت عروج به آسمون بارون عشقت مي شوم با تابش رنگين كمون در آسمون خيس چش قطره ي اشكه بودني چيكه چيكه مي چكي و تو لايق سرودني با حس خود به شعر من افسون و جادو مي دمي افسونگر شعراي من رحمي بكن به من كمي اِنقد دور گشته اي هرگز به پات نمي رسم دلت بسوزه حال من بي تو يتيم و بي كسم ...

    ادامه مطلب
  • تو تمومه دنياي مني ديوونه

  • نیلوبلاگ

      تو تمومه دنياي مني ديوونه اينو گفتم كه ياده تو بمونه ديگه اصلا برام مهم نيست حتي اگه همه عالم بدونه تو دنياي مني و من ديوونت بكن ديوونه رو دعوت به خونت آخه نگفتي طفلكي جايي نداره نذاشتي سر بذارم روي شونت آره من ديوونه ام ، ديوونه ي ديوونگيهات واسه همين بود كه خدا تو رو بهم داد ولي تو منو تنها گذاشتي رفتي نگفتي اون عاشقم بود ، منو ميخواد دروغه كه ميگن ديوونه خوشبخته اينكه من بي تو باشم ، خيلي سخته حالا من ديوونه اي تك و تنهام تو كه رفتي ، دنيامم با تو رفته سل...

    ادامه مطلب
  • پشت شيشه ي رويا

  • نیلوبلاگ

      تو مي گفتي : ما دو تا عاشقه هميم چون كبوتر ، كه به هم مي آييم لونه ساختيم ، در ميونه دل ها تا بدونيم كه هر لحظه ، كجاييم عشقو برديم ، ميونه دله خود حالا اين دل ، عاشقي رو بلده از وقتي حاكم شد ، سرنوشت تازه فهميديم كه ، تقدير غلطه غرقه رويا بوديم در خيال تو عروس بودي سوار بر اسبي نديدم پيش خود تو رو هرگز ولي باز چقد تو دلچسبي يه جايي گوشه اي از دله من مي دونم هستي و باهام مي موني شبا پشت شيشه ي رويا لالايي واسه ي چشام مي خوني منتظر مي موندي كه شايد بيام تا ب...

    ادامه مطلب
  • بيا ببين اشكاي چشماي يه مرد

  • نیلوبلاگ

      عمرم گذشت نموند برام مجالي اي عشق من باز كه تو بي خيالي ماه جهان قدش برات خميده خورشيد صبحا با نام تو دميده چشم براتم نيومدي پس چرا؟ سالا گذشت يه بار نديدم ترا يه روز گفتي ازت دارم سوالي گفتم بپرس گفتي بي من چه حالي؟ نمي دوني فكر تو با من چه كرد بيا ببين اشكاي چشم يه مرد نگاه تو چشم و دلم كور كرد عشق زياد تو رو ازم دور كرد بي تو ندارم لحظه اي رو قرار قسم ميدم بسوي من رو بيار عشق تو وقتي دميد بر تنم حتي به سالي نكشيد مردنم من چي بگم براي تو از غزل مط...

    ادامه مطلب
  • بوسه زدن به سيگار

  • نیلوبلاگ

      پاييز اومد ، افتاد زمين از شاخه هام ، آخرين برگ انگار زمونش ، رسيده برم به استقبال مرگ دوسم مي داشت ، دوسم نداشت گلبرگو چيد ، از تن گل آخرش گفت ، دوست دارم ميرم  بمون ، بر سر قول وقتي پريد ، از شونه هام اشكام چكيد ، رو گونه هام شكستم از ، اين همه غم پخشه زمين شد ، دونه هام دوسم مي داشت ، دوسم نداشت گفته که این دل ، مال توست هر وقت بخواي ، بهم بگو مي سپرم ، به دست پست هرگز نگفت ، چگونه ام ويرون كرد ، آشيونه ام حالا برام ، يه كابوسه توي خوابه ، شبونه ا...

    ادامه مطلب
  • برايم چه مي خندي ...

  • نیلوبلاگ

      شنيدم به سويش كه چرخوندي نگاتو همون دم برخاسته از دل ، آهت بي وفا بودي كه رفتي دنبال اون نگفتي عاشقم ، به روي ماهت اگه بگم نمي بينم تو رو ، این دروغه تو هميشه مي گردي در خيالم برايم چه مي خندي از ته دل وقتي اسمتو به لب ميارم با اينكه بوي تو از دورها پيداست آرزوي ديدنت برام يه روياست بگو چرا فريبت رو خورده ام من شايد كه اسم زيبايت سلطان عشق 10/1/89 ...

    ادامه مطلب
  • باطل شده سحره ديو و اژدها

  • نیلوبلاگ

      پرنده ام پر مي كشم در هوا مي گردم تا پيدا كنم همصدا حالم بده كسي به فكر من نيس بايد كه ياري بگيرم از خدا با اينكه من به عشق او مبتلام سالاي سال ميشه كه از او جدام فك مي كردم ميشه فراموش كنم خاطره هاش مي چرخه دورم مدام كشتيه اون وقت سحر گذر كرد هر روز ازم دورتر ميشه رو آبا روي زمين هر جاده اي رو گشتم حالا نگام به درياهاست غروبا از او موقع گذشته سالاي مدید نموند پيشم ، رفت به دنياي جديد دنياي ما از همديگه جدا شد دوريش ميده درد به سینه ام شديد يه شب ديدم وقتي ا...

    ادامه مطلب
  • با تو زمين بهار ميشه

  • نیلوبلاگ

      هواي من مواج و توفانيه ميام يادت كه گفتي مهمانيه تو كه نيستي بهار تنهاست نمياد گل مي ميره زندگيشو نمي خواد تو كه نيستي دلم آروم نميشه از تو چشام خون مي باره هميشه با تو انگار تولديست تازه به خاطرت چشام يه عمره که بازه تو كه بياي غمام همش مهار ميشه تو يه گلي با تو زمين بهار ميشه نوشته بودي نزديكه پايان سفر روزي ميشه بياي به ديدنم سحر سلطان عشق 17/6/90 ...

    ادامه مطلب
  • اين عشق چه شيرينه

  • نیلوبلاگ

      من صيدم و تور از او من شعرم و شور از او شد زنداني من غصه غم باد به دور از او مي ايسته جلو آيينه اونجا منو مي بينه دل مي تپه و ميگه اين عشق چه شيرينه دنياش ميشه وارونه اشكاش سيله بارونه غم داره فراوونه فكر كرده كه آسونه رفتم از توي سينه اش پر شد به جام كينه اش حالا همه چي سر شد جز سايه ي سنگينش روزي سوار بر باد از خاطره كردم ياد غمهاشو فراموش كرد از ديدن من شد شاد رفتم سوي او آني از عشق گرفت جاني زد بوسه به چشمونم صد بار به قدرداني سلطان عشق 17...

    ادامه مطلب
  • اگه مرگ من تويي

  • نیلوبلاگ

      كجاست اين ايستگاه عشق؟ مقرش در كدامين ميهنه؟ نشونه گرفته از دور دلو كه موجش به قلبم مي زنه مي دونم اين دله نامروت هميشه بهت داشت دلبستگي در دقيقه صد بار تپيد ايستاد بيچاره از خستگي عزيزم اگه مرگ من تويي دوس دارم تو رو به آغوش كشم یه لحظه بعد از دیدنت بميرم از يادها فراموش بشم تو رفتي و در نبودت دلم از بس مرگو آسون گرفت نفهميدم در كدوم لحظه مُرد و مرگو آروم در آغوش گرفت قَسَم ميدم تو رو به عشق به اشكاي روون و زلال نديده اگه ميرم از پيش تو عزيزم ببخش منو كن...

    ادامه مطلب