سلطان عشق

متن مرتبط با «اسیر عشق» در سایت سلطان عشق نوشته شده است

اين عشق چه شيرينه

  • نیلوبلاگ

      من صيدم و تور از او من شعرم و شور از او شد زنداني من غصه غم باد به دور از او مي ايسته جلو آيينه اونجا منو مي بينه دل مي تپه و ميگه اين عشق چه شيرينه دنياش ميشه وارونه اشكاش سيله بارونه غم داره فراوونه فكر كرده كه آسونه رفتم از توي سينه اش پر شد به جام كينه اش حالا همه چي سر شد جز سايه ي سنگينش روزي سوار بر باد از خاطره كردم ياد غمهاشو فراموش كرد از ديدن من شد شاد رفتم سوي او آني از عشق گرفت جاني زد بوسه به چشمونم صد بار به قدرداني سلطان عشق 17...

    ادامه مطلب
  • اسیر عشق

  • نیلوبلاگ

      قطره اشکای بلورت، شراب جام منه یاقوت سبز چشمات، چراغ جان منه می رسه پیام عشق، از دل وامانده ات سر آغاز هر خط، تکرار نام منه وقتی به دیدارم اومدی ماه من خورشید خم شد و به شب سجده کرد ستاره قلبش از بس تند می تپید تاب نیاورد، ایستاد و سکته کرد حالا من موندمو آسمون ابری دایم می گریه و نداره صبری طوری فریاد می کشه ترحم انگیز انگار كه اسیره، دست ببری سلطان عشق 11/11/87   ...

    ادامه مطلب