اسیر عشق

خرید بک لینک

 

قطره اشکای بلورت، شراب جام منه
یاقوت سبز چشمات، چراغ جان منه
می رسه پیام عشق، از دل وامانده ات
سر آغاز هر خط، تکرار نام منه

وقتی به دیدارم اومدی ماه من
خورشید خم شد و به شب سجده کرد
ستاره قلبش از بس تند می تپید
تاب نیاورد، ایستاد و سکته کرد

حالا من موندمو آسمون ابری
دایم می گریه و نداره صبری
طوری فریاد می کشه ترحم انگیز
انگار كه اسیره، دست ببری

سلطان عشق

11/11/87

 

سلطان عشق...

ما را در سایت سلطان عشق دنبال می‌کنید

برچسب: اسیر عشق, نویسنده: خسرو آهنگرزاده بازدید: 170 تاريخ: چهارشنبه 27 آبان 1394 ساعت: 11:36

صفحه بندی