سلطان عشق

متن مرتبط با «به یاد اون روزا که بود لبخندی» در سایت سلطان عشق نوشته شده است

به یادم که افتی

  • نیلوبلاگ

      اگه حوری ، چون بلوری من یه شیدا ، تو پدیده تو از دیده به دوری که کسی تو رو ندیده تو که خود تابش نوری من یه آهنه خمیده تو شراره از تنوری که به سوی من پریده تو یه شعری ، تو شعوری من یه عاشق ، یه رمیده تو یه عشقی ، یه حضوری که به دور من تنیده تو جوون و با غروری من یه پیر رنگ پریده تو سرشاره از سروری که به روح من دمیده اگه بودی در دوراهی گه میری ، می ایستی گاهی به یادم که افتی ناگه بکشی برام یه آهی سلطان عشق 1/12/89   ...

    ادامه مطلب
  • به یاد اون روزا که بود لبخندی

  • نیلوبلاگ

      صدات چقد گیرا و خوش لحنه بلبل زبونت رو خوب می فهمه تو تنها بازیگری در این صحنه دلم در زیر پاهاش پهنه تو از سوز عشق داری می سوزی چشاتو چون من به در می دوزی اونی که عاشق بود به طرز مرموزی شاید در وا بشه پیشت بیاد روزی از فشار زندگی خوردیم به بدبختی تو هم چون منی افتاده ای در سختی برات اشک ریختم وقتی که می رفتی تو هم گریه می کردی بی منی وقتی تو فک کردی که من غرق در وهمم دلم سخت گشته و بی رحمم باور کن حالتو خوب می فهمم شاید این بوده از زندگی سهمم تو هم چون من هن...

    ادامه مطلب
  • به خاطراتت سر زدم

  • نیلوبلاگ

      عشق تو و مستی ام از جام می و شراب سرخ هوش می بره از سرم و سرخ می کنه تمام رخ به آیینه اعتماد نکن فریفته ی نگاه توست آتیش زده به جان خویش مستی اون گناه توست می پوشونه چهره ی خود ظاهر میشه به جای من هر چی هم عاشقت باشه نمی رسه به پای من تو ، دلت قبله و من دور دلت شاپرکم نشکنی بال و پرم عاشقتم ای مَلَکَم روحم می خواد پر بکشه بیاد به زیر پای تو دوس داره سرش بیاد هر چی که هست بلای تو بهم نگو وقتی میام بارونیه دور و برت درسته که ابرم ولی چتری میشم روی سرت...

    ادامه مطلب
  • بوسه زدن به سيگار

  • نیلوبلاگ

      پاييز اومد ، افتاد زمين از شاخه هام ، آخرين برگ انگار زمونش ، رسيده برم به استقبال مرگ دوسم مي داشت ، دوسم نداشت گلبرگو چيد ، از تن گل آخرش گفت ، دوست دارم ميرم  بمون ، بر سر قول وقتي پريد ، از شونه هام اشكام چكيد ، رو گونه هام شكستم از ، اين همه غم پخشه زمين شد ، دونه هام دوسم مي داشت ، دوسم نداشت گفته که این دل ، مال توست هر وقت بخواي ، بهم بگو مي سپرم ، به دست پست هرگز نگفت ، چگونه ام ويرون كرد ، آشيونه ام حالا برام ، يه كابوسه توي خوابه ، شبونه ا...

    ادامه مطلب
  • با تو زمين بهار ميشه

  • نیلوبلاگ

      هواي من مواج و توفانيه ميام يادت كه گفتي مهمانيه تو كه نيستي بهار تنهاست نمياد گل مي ميره زندگيشو نمي خواد تو كه نيستي دلم آروم نميشه از تو چشام خون مي باره هميشه با تو انگار تولديست تازه به خاطرت چشام يه عمره که بازه تو كه بياي غمام همش مهار ميشه تو يه گلي با تو زمين بهار ميشه نوشته بودي نزديكه پايان سفر روزي ميشه بياي به ديدنم سحر سلطان عشق 17/6/90 ...

    ادامه مطلب
  • انگار که مرده آشناست

  • نیلوبلاگ

      یه روزی از عشق کهن چشات می گفت با من سخن که اگه یادمی هنوز برگرد بیا به پیش من گفتم که از یادت هنوز چشای من با اشک پرند میام و پیدات می کنم حتی رو کوهای بلند گفتی که من تو رو میخوام به قلبم چون شارگی هرگز نمی بخشم تو رو دوسِت دارم رو تا نگی وقتی به من تیر می زدی جون می گرفت وجود من انگار که تیرت زندگیست بر همه تار و پود من بادی وزید از آسمون روی دلم نشست غمت معنی عشق بود زندگی هر لحظه ای می خواستمت وقتی دیدم به یادمی خواستم بیام به دیدنت دیدم شدم نقش...

    ادامه مطلب