سلطان عشق

متن مرتبط با «افسونگر» در سایت سلطان عشق نوشته شده است

افسونگر

  • نیلوبلاگ

      افسونگري زيبا ، با چشمون ماه سِحر مي كرد دلم ، هر روز با نگاه خطي مي كشيد ، به دور اشباح دور بشن برن ، از ميون راه وردي رو مي خوند ، كه بشم طلسم هي مي كرد صدام ، مي شناخت به اسم لحظه اي گذاشت ، دستش رو دلم روحمو ربود ، موند ازم يه جسم مي كرد شبامو ، با افسون روشن مي ساخت بهشتي ، سراسر گلشن اون ستاره بود ، درونه فانوس پروونه بايد ، مي رفت به پابوس سلطان عشق 10/2/89 ...

    ادامه مطلب