
چيدم سيب سرخي از درخت شبيه شهد بود و حلوا گذاشتم درون هفت سين يادگاري باشه از حوّا آه كه مي سوزم از تنهايي ندارم سوي او راهي اين همه دوس داشتنا شده آرزويي واهي حالا برا ديدنش ديره جاده در دست تعميره گناه من نبود هيچوقت زندگيم دست تقديره مياد ايستگاه مي زنه پرسه وقتي از تنهاييا مي ترسه سالا انتظار و دوري به يه لحظه ديدنش مي ارزه اون آزاد و من زندوني شبا خوابم مياد پنهوني مي پرسم كه دوسم داري ميگه خودت خوب مي دوني سلطان عشق 3/2/91 كهكشان1 ...
ادامه مطلب
تو هم خواب منی هم توی خوابم تو رو می بینمت که دورت آبه میام دنباله تو با یه قایق یکی میگه نرو اون سرابه تو رو می بینمت که مثله نوری قشنگ و خوشگلی ، شبیه حوری می دونم که منو بردی از یاد که حالا اومدی به خوابم زوری همین امشب تو رو در خواب دیدم تو انگار کرده ای در خوابم ریشه بهت گفتم میشه پیشم بمونی تو گفتی که نزن به ریشه تیشه درونه کوچه های تنگ و تاریک تو رفتی و ازم دور گشتی اما هنوزم من اسیر موج دریام که غرق کرده توفان کشتی ام را سلطان عشق 17/11/...
ادامه مطلب