
تو هم خواب منی هم توی خوابم تو رو می بینمت که دورت آبه میام دنباله تو با یه قایق یکی میگه نرو اون سرابه تو رو می بینمت که مثله نوری قشنگ و خوشگلی ، شبیه حوری می دونم که منو بردی از یاد که حالا اومدی به خوابم زوری همین امشب تو رو در خواب دیدم تو انگار کرده ای در خوابم ریشه بهت گفتم میشه پیشم بمونی تو گفتی که نزن به ریشه تیشه درونه کوچه های تنگ و تاریک تو رفتی و ازم دور گشتی اما هنوزم من اسیر موج دریام که غرق کرده توفان کشتی ام را سلطان عشق 17/11/...
ادامه مطلب
اگه حوری ، چون بلوری من یه شیدا ، تو پدیده تو از دیده به دوری که کسی تو رو ندیده تو که خود تابش نوری من یه آهنه خمیده تو شراره از تنوری که به سوی من پریده تو یه شعری ، تو شعوری من یه عاشق ، یه رمیده تو یه عشقی ، یه حضوری که به دور من تنیده تو جوون و با غروری من یه پیر رنگ پریده تو سرشاره از سروری که به روح من دمیده اگه بودی در دوراهی گه میری ، می ایستی گاهی به یادم که افتی ناگه بکشی برام یه آهی سلطان عشق 1/12/89 ...
ادامه مطلب
صدات چقد گیرا و خوش لحنه بلبل زبونت رو خوب می فهمه تو تنها بازیگری در این صحنه دلم در زیر پاهاش پهنه تو از سوز عشق داری می سوزی چشاتو چون من به در می دوزی اونی که عاشق بود به طرز مرموزی شاید در وا بشه پیشت بیاد روزی از فشار زندگی خوردیم به بدبختی تو هم چون منی افتاده ای در سختی برات اشک ریختم وقتی که می رفتی تو هم گریه می کردی بی منی وقتی تو فک کردی که من غرق در وهمم دلم سخت گشته و بی رحمم باور کن حالتو خوب می فهمم شاید این بوده از زندگی سهمم تو هم چون من هن...
ادامه مطلب
یه روزی از عشق کهن چشات می گفت با من سخن که اگه یادمی هنوز برگرد بیا به پیش من گفتم که از یادت هنوز چشای من با اشک پرند میام و پیدات می کنم حتی رو کوهای بلند گفتی که من تو رو میخوام به قلبم چون شارگی هرگز نمی بخشم تو رو دوسِت دارم رو تا نگی وقتی به من تیر می زدی جون می گرفت وجود من انگار که تیرت زندگیست بر همه تار و پود من بادی وزید از آسمون روی دلم نشست غمت معنی عشق بود زندگی هر لحظه ای می خواستمت وقتی دیدم به یادمی خواستم بیام به دیدنت دیدم شدم نقش...
ادامه مطلب